خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

پاسخ به دو شبهه درباره شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

۱- با وجود حضرت علی (علیه السلام) در درون منزل،‌ چرا خود امام علی (علیه السلام) براى بازکردن در نرفت؟

پاسخ: آن چه که از برخى از روایات استفاده مىیشود: حضرت فاطمه سلام الله علیها نزدیک در ورودى منزل نشسته بود و با دیدن خلیفه دوم و همراهان وى، در را به روى آنان بست.

مرحوم عیاشى در تفسیر، شیخ مفید در الإختصاص و… نوشته‌اند:

خلیفه دوم گفت: برخیزید تا پیش او (علی) برویم، پس ابوبکر، عمر، عثمان،‌ خالد بن ولید، مغیره بن شعبه،‌ ابوعبید جراح، سالم مولى ابوحذیفه، قنفذ و من به همراه او راه افتادیم، چون نزدیک خانه رسیدیم، فاطمه علیه السلام آنان را دید و لذا در را بست و شک نداشت که بدون اجازه وارد نخواهند شد، خلیفه دوم در را با لگد شکست، سپس وارد خانه شدند و علی را بیرون آوردند در حالى که به خاطر این پیروزى الله اکبر مى‌گفتند.

*** حضرت صدیقه شکى نداشت که جمعیت بدون اذن داخل منزل نخواهند ‏شد؛ چون نص قرآن است که بدون اجازه وارد خانه کسى نشوید:

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُیُوتًا غَیرَْ بُیُوتِکُمْ حَتىَ‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِکُمْ خَیرٌْ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.
و از طرفى خانه انبیاء احترام ویژه‏اى دارد که کسى حق ورود بدون اجازه ندارد:

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُیُوتَ النَّبِىِ‏ّ إِلا أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ. الأحزاب /۵۳.
اى افرادى که ایمان آورده‏اید! در خانه‏هاى پیامبر داخل نشوید مگر به شما داده شود.

*** شکى نیست که خانه حضرت صدیقه طاهره خانه پیغمبر محسوب می‏شود همانطورى که در تفاسیر متعدد اهل سنت ذیل آیه شریفه:

فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏و یُسَبِّحُ لَهُ‏و فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. النور/۳۶.

در خانه‏ هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت یابد و نامش در آن‌ها یاد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‏کنند.

 افزون بر این تصور این بود که با توجه به موقعیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و احترام رسول اکرم‏ صلى الله علیه وآله مردم با دیدن حضرت صدیقه خجالت بکشند و متعرض نشوند همچنان که عدّه‏اى با شنیدن صداى حضرت صدیقه برگشتند.

نتیجه

اولاً: صدیقه شهیده، پشت در نرفت؛ بلکه جلوى در ایستاده بود که با دیدن خلیفه دوم و همراهان او به داخل خانه رفت و در را بست؛ پس اصلا حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در نرفته بودد تا این اشکال پیش بیاید؛

ثانیاً: حتى اگر این مطلب صحت نیز داشته باشد و حضرت پشت در رفته باشد، به دلیل این که عین همین قضیه براى رسول خدا صلى الله علیه وآله پیش آمده و آن حضرت به همسران خود دستور داده‌اند که در را باز نمایند، این اشکال دفع مى‌شود.

۲- چرا حضرت علی علیه السلام با آن همه شجاعت در آن صحنه(زدن فاطمه الزهرا ) هیچ واکنشی از خود نشان نداد ؟

حضرت امیر علیه السلام در ماجرای جانسوز حمله خلیفه دوم به حضرت زهرا سلام الله علیها از خود واکنش نشان داده است ؛ ظاهرا این شبهه گران دروغگو حتی کتب خودشان را هم مطالعه نکرده اند که گرفتار این اشتباه فاحش شده اند ما برای نمونه به دو مورد از منابعی که این واقعه را ذکر کرده اند (از اهل سنت و شیعه) اشاره می کنیم:

آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مى‌نویسد: أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمه وصاحت یا أبتاه ویا رسول الله فرفع عمر السیف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارک ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته؛

خلیفه دوم عصبانی شد و درب خانه علی علیه السلام را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف خلیفه دوم آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه »

حضرت علی (علیه السلام) با مشاهده این ماجرا از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید…

(الآلوسی البغدادی، العلامه أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۳، ص۱۲۴، ناشر: دار إحیاء التراث العربی –بیروت. )

آلوسى این روایت را بدون هیچ حاشیه و نقدى نقل کرده و رد نکرده است که حکایت از پذیرفتن آن دارد.
سلیم بن قیس نیز می نویسد: با مشاهده ی این جریان( جسارت خلیفه دوم)، ناگهان علی(ع) از جا بلند شد و یقه ی خلیفه دوم را گرفت و او رامحکم کشید و بر زمین زد و به بینی و گردنش کوبید و خواست او را بُکشد….که فرمایش پیامبر و وصیت او را به یاد آورد و فرمود: قسم به خدائی که محمّد را به پیامبری ارج نهاده است، ای پسر صهاک (منظور خلیفه دوم است) اگر نبود کتابی از طرف خدا و نیز عهدی که با رسول الله(ص) کرده ام، می فهمیدی که نمی توانی داخل خانه ی من شوی!
در اینجا، خلیفه دوم از دست علی آزاد شد و از مردم کمک خواست.( سلیم در کتاب اسرار آلمحمد(ص) فصل چهارم، صفحه ۳۲

پس اینکه گفته شود حضرت علی علیه السلام هیچ واکنشی نشان ندادند صحیح نیست.

البته دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم دلایل دیگری نیز بیان کرده است:

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با ارسال پرسش و پاسخی در این رابطه به برخی از دلایل این موضوع اشاره کرده است که در ادامه متن آنها می‌آید:

پاسخ مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم:

بحث درباره دفاع از مظلومیت حضرت زهرا(س) توسط امام علی(ع) مبتنی بر این است که رویکرد و سکوت امیرالمومنین(ع) در برابر خلفا را مورد برسی قرار دهیم، زیرا این امر بخشی از همان سیاست است.

سکوت امام علی(ع) در برابر خلفا در راستای حفظ دین و وحدت اسلامی و فراهم نبودن شرایط قیام بود. از این رو آن حضرت بارها از وضع موجود و ظلم‌هایی که بر خاندان ایشان روا داشته شد، شکایت کردند.

آن حضرت، در خطبه «شقشقیه» از کتاب نهج البلاغه، خود علل سکوتشان در برابر خلفا را بیان کرده‌اند:

“من ردای خلافت را رها ساختم، دامن خود را از آن در پیچیدم (کنار رفتم)، در حالی که در این اندیشه فرو رفته بودم که آیا با دست تنها (بدون یاور) به پاخیزم (و حق خود و مردم را بگیرم) و یا در این محیط پرخفقان و ظلمتی که پدید آورده‌اند، صبر کنم؟ محیطی که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را مانند واپسین دم زندگی به رنج وا می‌دارد. (عاقبت) دیدم بردباری و صبر، به عقل و خِرَد نزدیک‌تر است، شکیبایی ورزیدم، ولی به کسی می‌ماندم که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، با چشم خود می‌دیدم میراثم را به غارت می‌برند».(۱)

این سخنان را امام در وضعی بیان کردند که دین اسلام در خطر بود و جهان اسلام نیز نیاز به وحدت داشت، زیرا هم در حوزه اسلام عواملی تهدید کننده وجود داشت و هم دشمن خارجی جهان اسلام را تهدید می‌کرد.

خطرها را می‌توان به این ترتیب دسته بندی کرد:

۱- اگر حضرت علی‌(ع) با توسل به قدرت و قیام مسلحانه درصدد قبضه حکومت و خلافت بر می‌آمدند، بسیاری از عزیزانی را که از جان و دل به امامت و رهبری ایشان معتقد بودند، از دست می‌دادند.

۲- از آن جا که بسیاری از گروه‌ها و قبایلی که در سال‌های آخر عمر پیامبر(ص) مسلمان شده بودند، هنوز آموزش‌های لازم اسلامی را ندیده بودند، پرچم «ارتداد» و بازگشت به بت پرستی را برمی‌افراشتند و بنابراین عملا با حکومت اسلامی مخالفت می‌کردند و این خطری جدی بود.

۳- علاوه بر خطر مرتدین، مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند «مسلیمه کذاب»، «طلیحه» و «سجاح» نیز در صحنه ظاهر شده و هر کدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند که با همکاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شکست خوردند.

۴- خطر حمله احتمالی رومیان نیز می‌توانست مایه نگرانی دیگری برای جبهه مسلمانان باشد؛ زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رو در رو درگیر شده بودند و آنان مسلمانان را خطری جدی تلقی می‌کردند و در پی فرصتی بودند که به مرکز اسلام حمله کنند. در چنین وضعی بود که امام علی‌(ع) در جای دیگر از حفظ دین و وحدت اسلامی سخن گفتند:

” به خدا سوگند، هرگز فکر نمی‏‌کردم که عرب خلافت را از خاندان پیامبر (ص) بگیرد یا مرا از آن باز دارد. مرا به تعجب وانداشت جز توجه مردم به دیگری که دست او را به عنوان بیعت می‏‌فشردند. از این رو، دست نگاه داشتم. دیدم که گروهی از مردم از اسلام بازگشته‏‌اند و می‏‌خواهند آیین محمد(ص) را محو کنند. ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم، رخنه و ویرانی در پیکر آن مشاهده کنم که مصیبت و اندوه آن بر من بالاتر و بزرگ‌تر از حکومت چند روزه‏‌ای است که به زودی مانند سراب یا ابر از میان می‏‌رود. پس به مقابله با این حوادث برخاستم. مسلمانان را یاری کردم تا آن که باطل محو شد و آرامش به آغوش اسلام بازگشت.(۲)

با در نظر گرفتن نکات یاد شده، روشن می‌شود که چرا امام(ع) بعد از آن که مکرر حق خود را درخواست کرد و شدیدا بر غاصبان حقش اعتراض کرد، اما صبر را بر قیام ترجیح داد و با صبر، تحمل، تدبیر و دوراندیشی، جامعه اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد. اگر علاقه‌ای به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دودستگی نمی‌ترسید، هرگز اجازه نمی‌داد رهبری مسلمانان از دست اوصیا و خلفای راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران افتد.

سکوت امام علی(ع) در برابر شکنجه حضرت زهرا(س) نیز در راستای سکوت ۲۵ ساله امام شکل گرفته است. عدم دفاع امام مبتنی بر ترس از مرگ و یا بی اعتنایی در برابر شکنجه حضرت زهرا(س) نبود، بلکه سکوت امام بدان جهت بود که شرایط دفاع فراهم نبود. امام قدرت لازم برای احقاق حقوق از نظر اجتماعی و یاران را نداشت. نحوه بیعت گرفت از امام و هجوم افراد حکومت به خانه علی(ع) نشان می‌دهد که علی(ع) قدرت دفاع از حضرت زهرا(س) را نداشت. حضرت نمی‌توانست در برابر ظلمی که به حضرت فاطمه(س) روا داشتند، اقدامی کند.

در این جا بخشی از کتاب “فروغ ولایت” آیت‌الله جعفر سبحانی را می‌آوریم که مطالب زیر را با بهره‌گیری از منابع شیعه و سنی تبین کرده است:

بعد از شکل‌گیری سقیفه، “عمر” به همراه برخی افراد دیگر به دستور ابابکر به خانه علی(ع) هجوم بردند تا از حضرت و تعداد کمی که متحصن شده بودند، بیعت گیرند.

مأموران خلیفه خطاب به متحصنان گفتند:

“هرچه زودتر خانه را ترک کنند، ولی آنان از خانه بیرون نیامدند. در این هنگام مأمور خلیفه هیزم خواست تا خانه را بسوزاند”

ابن عبد ربه اندلسی می‌نویسد:

“خلیفه به عمر مأموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کند و اگر مقاومت کردند، با آنان بجنگد. از این رو، عمر آتشی آورد که خانه را بسوزاند.”

در این موقع با فاطمه(س) روبرو شد. دخت پیامبر(ص) به او گفت:

” فرزند خطاب، آمده‌ای خانه ما را به آتش بکشی؟

وی گفت:

” آری، مگر این که همچون دیگران با خلیفه بیعت کنید. مأمور خلیفه آتشی بر افروخت و پس فشاری به در آورد و وارد خانه شد، ولی با مقاومت فاطمه(س) رو به رو شد.”

برخی از مورخان شیعی نوشته‌اند که متأسفانه عوامل حکومت با وضعی دلخراش و دردناک حضرت علی(ع) را به مسجد بردند، که ۴۰ سال بعد، معاویه آن را به صورت طعن و انتقاد نقل می‌کند.

معاویه خطاب به علی(ع) گفت:

” دستگاه خلافت تو را … برای بیعت به طرف مسجد کشاندند”

یعنی نه تنها در مورد حضرت فاطمه(س) بلکه حتی نسبت به خودش هم قدرت دفاع از حضرت سلب شده بود.(۳)

شکنجه حضرت زهرا(س) آن چنان بر امام سخت گذشت که امام علی(ع) بارها اظهار ناراحتی کرد تا آن جا که فرمود:

” بدترین درد آن است که همسر کسی شکنجه شود و شوهرش نتواند دفاع کند.”

این مساله را در پاسخ حضرت علی(ع) به فاطمه(س) درباره این موضوع می‌یابیم.

به نظر می‌رسد کتاب مستقلی مبنی بر دفاع نکردن حضرت علی(ع) از حضرت زهرا(س) وجود ندارد. می‌توانید در خصوص سکوت امام علی(ع) و هجوم به خانه زهرا(س) به کتاب‌های زیر مراجعه کنید:

فروغ ولایت، آیت‌الله جعفر سبحانی.

رنج‌های حضرت زهرا(س)، جعفر مرتضی، ترجمه محمد سپهر

پی‌نوشت‌ها:

۱. نهج البلاغه، خطبه شقشقیه.

۲. نهج‏‌البلاغه‏ عبده، نامه‏‌ی ۶۲.

۳. فروغ ولایت، جعفر سبحانی، قم، انتشارات صحیفه، ۱۳۶۸، ص۱۸۲ ۱۸۷.

۴.عزالدین حسینی زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا(س)، قم، ناشر موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۳ ج ۲، ص ۳۳۲.

۵. همان، ص ۳۳۳، ۳۳۴.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + پانزده =