خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)

تلؤلؤ نور

پنجمین امام شیعه، امام محمد باقر(ع) بنا بر قول مشهور در رجب سال ۵۷ قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود. آن بزرگوار، زندگی پر فراز و نشیبی داشته است. حدود سه سال در کنار جد بزرگوارش حسین بن علی و مدت ۳۸ سال را در جوار پدر گرامیش امام زین العابدین(ع) گذرانده است. او با رنج ها و مصیبت های طاقت فرسای پدر بزرگوار و عمه عزیزش زینب کبری بعد از واقعه غم بار کربلا دم ساز بوده است.

جابربن عبدالله انصاری روایتی در فضیلت امام باقر(ع) نقل کرده که به نوشته ابن شهر آشوب، فقهای مدینه و عراق، همگی آن را روایت کرده اند. در این روایت جابر می گوید: رسول خدا(ص) مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: تو بعد از من چندان زنده می مانی که مردی از فرزندان مرا ـ که شبیه ترین به من و نامش مطابق نام من باشد ـ زیارت می کنی، وقتی او را دیدی، سلام مرا را به او برسان و به این سفارش من حتماً عمل کن و سهل مگیر.

در تاریخ یعقوبی، دنباله این حدیث چنین آمده است: وقتی جابر به سنین پیری رسید و مرگ خود را نزدیک دید، پیوسته می گفت، ای باقر ای باقر، کجایی. تا اینکه روزی آن حضرت را دید و خود را به وی رسانید، درحالی که دست و پای حضرتش را می بوسید و می گفت: پدر و مادرم فدای تو که شبیه پدرت رسول خدا هستی، رسول خدا بر تو سلام فرستاده این روایت از امام صادق(ع) نیز نقل شده و آن حضرت در این روایت کلمه «باقر» را به عنوان یک فضیلت اختصاصی برای پدر بزرگوارش خوانده است.

جامعه اسلامی در دوران امام باقر(ع) با دو پدیده مهم مواجه بود؛ ۱. شعور سیاسی مردم و شورش های گروهی علیه حاکمان ستمگر بنی امیه. ۲. گسترش انحرافات فکری، عقیدتی، اجتماعی و اخلاقی. در آن دوران امام گرچه از مسائل اجرایی حکومتی بر کنار بود؛ ولی با توجه به وظیفه ای که بر عهده داشت، در مقام اصلاح جامعه اسلامی و مقابله با انحرافات به روش های گوناگون برآمد. مهم ترین روش های امام در هدایت جامعه اسلامی عبارت بود از: ارشاد و راهنمایی، احتجاج و جدل، افشاگری وروشنگری.

تجسم اخلاق

امام باقر(ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سیرت و صورتش ستوده بود. پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت می کرد. متولی صدقات حضرت رسول(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) و پدر و جد خود بود و این صدقات را میان بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر(ع) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود. می خواست سنت جدش رسول الله(ص) را در عمل، بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید.

در حوزه اخلاقیات، جمله های گهرباری از امام باقر(ع) روایت شده است؛ جمله های قصاری که در اوج زیبایی و برخاسته از روح عصمت و کمالات درونی امام است. ابوزهره درباره اندیشه ها و جمله های اخلاقی ـ اجتماعی امام می نویسد: «به سبب کمال نفسانی و روشنی قلب و قدرت درکش، خداوند حکمت های اعجاب انگیزی بر زبان او جاری ساخت و عباراتی درباره اخلاق شخصی و اجتماعی از آن حضرت روایت شده است که اگر مرتب شوند، روش گران بها و جامعی از آن در زمینه های اخلاقی به وجود می اید.

نمونه ای از درس های اخلاقی عملی امام، مخالفت با خشکِ مقدسی بود. آن حضرت در مقام عمل، با نظر آن دسته که گمان می کردند ترک کامل نعمت های دنیوی، ورع اسلامی و زهد است، مقابله می کرد».

تسخیر دانش

دانش امام باقر(ع) نیز همانند دیگر امامان از سرچشمه وحی بود. در کتاب های تراجم اهل سنت با صراحت از شخصیت علمی و معنوی امام باقر(ع) ستایش و تمجید شده است. در زمان امام باقر(ع) که خلفای اموی درگیر مشکلات داخلی و انحرافات فکری و اجتماعی و اخلاقی خود و مردم بودند و به ویژه در طول حکومت «عمر بن عبدالعزیز» که نسبتاً فردی لایق بود، امام(ع) توانست «دانشگاه اسلامی مدینه» را پایه ریزی کند. که در زمان امام صادق(ع) به صورت دانشکده هایی در تمام زمینه های علمی، کارآمد شد. از جمله تربیت یافتگان این مکتب، افرادی مانند: محمد بن مسلم، زراره بن اعین، حمران بن اعین، اَبانِ بن تَغْلِب، جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله ابی یعفور، کمیت اسدی، ابوبصیر، هشام بن سالم و برید بن معاویه عجلی بودند.

آنچه از امام محمدباقر(ع) روایت شده، در همه زمینه های علوم اسلامی است؛ اعم از تفسیر و علوم قرآنی، فقه، کلام، اخلاق، تاریخ، سیره و مسائل نظام آفرینش که گاهی برخی از شاگردان آن حضرت آنها را به صورت کتاب مستقلی تدوین کرده اند.

دوران زندگی امام، در تاریخ تفکر از اهمیت به سزایی برخوردار است. از مهم ترین دوران امام باقر(ع) می توان به پیدایش مذاهب کلامی چون مرجئه و معتذله و خوارج، آشنایی مسلمانان با آرای ادیان دیگر، حضور پراکنده پیروان دیگر ادیان در میان مسلمانان، ظهور اختلافات فقهی بر اثر عدم دسترسی فقهای متأخر به سنت نبوی به واسطه ممنوعیت طولانی روایت و کتابت حدیث، انحراف عملی و فکری سران سرزمین اسلامی از تعالیم پیامبر(ص) و توجیه حکومتِ امویان از طریق ارائه ناقص و تحریف شده تعالیم اسلام اشاره کرد.

ازآن جا که عصر امام باقر(علیه السلام)، عصر برخورد اندیشه های اسلامی و غیراسلامی بود، مناظره های زیادی بین دانشمندان ادیان مختلف با امام از سوی حکمرانان بنی امیه سازمان دهی شد که امام(ع) همچون سدی استوار در برابر نفوذ عقاید باطل آنان ایستادگی می نمود و پایگاه های فکری و عقیدتی آنان را در هم می کوبید.

زندگی امام باقر(ع) هم زمان بود با خلافت بنی مروان. به طور کلی بنی امیه، افزون بر احیای سنن جاهلی به دلیل عدم کفایت سیاسی، زمینه انحرافات اجتماعی و فرهنگی و فساد همه جانبه را فراهم کرده بودند. برخی از خلفای آنان مثل هشام بن عبدالملک، مشکلات فراوانی برای فعالیت ائمه فراهم کرده بودند. به همین دلیل، امام محمدباقر(ع) به شدت تحت فشار بودند؛ تا آنجا که ایشان ناچار شدند با استفاده از تقیه، اهداف فکری و دینی خود و شیعیان را پیش ببرند. با این همه، امام(ع) علیه زورگویان حاکم موضع گیری و شیعیان خود را از همکاری با حکام جز در موارد استثنایی منع می کردند. بنا بر مصالح جامعه، مخالفت با حاکمان و دعوت به عدم همکاری و مبارزه منفی، از موانع روشن و مشخص امام بود.

امام باقر(ع) در بطلان کار خلفای حاکم و عدم مشروعیت کار آنان تأکید داشتند و لزوم برقراری امامت راستین در جامعه اسلامی را برای مردم مطرح می کردند.

در دوران امام باقر(ع) حکام اموی بر اهل بیت سخت گیری می کردند و این سخت گیری به دلیل ادعای امامت و زعامت دینی و سیاسی آنها بود که امویان را غاصب می دانستند. از خلفای اموی تنها عمر بن عبدالعزیز بود که به طور نسبی برخوردی ملایم با اهل بیت داشت.

بنا بر روایتی روزی امام باقر(ع) بر هشام بن عبدالملک وارد شد و به او با عنوان خلیفه و امیرالمؤمنین سلام نکرد. هشام ناراحت شد و پس از سرزنش امام، دستور بازداشت او را صادر کرد. کسانی که در زندان با آن حضرت بودند، تحت تأثیر شخصیت نافذ امام قرار گرفتند. وقتی هشام از این موضوع آگاه شد دستور داد حضرت را به مدینه بازگردانند. سرانجام آن حضرت در هفتم ذیحجه سال ۱۱۴ هجری قمری در ۵۷ سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست و پیکر مقدسش در قبرستان بقیع ـ کنار پدر بزرگوارش ـ مدفون گشت.

امام خمینی درباره شخصیت امام می فرماید:

«باقر العلوم(ع) والاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول الله(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام) مقام او را درک نکرده و نتوانند کرد».

رفتار عادلانه

امام صادق(ع) فرموده است: روزی پدرم ـ امام محمدباقر(ع) ـ فرمود: به خدا سوگند، بعضی روش هایی را چون در آغوش گرفتن، روی زانو نشاندن، بوسیدن و اظهار محبت و مهربانی کردن، را نسبت به برخی از فرزندانم انجام می دهم و با آن که می دانم شایسته آن محبت ها نیستند، بلکه دیگری شایسته آن محبت و مهربانی ها است. این برخورد یکسان من با آنها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف(ع) با او انجام دادند در بین فرزندان من واقع نشود. خداوند حکیم، داستان حضرت یوسف(ع) را به عنوان درس و آگاهی دادن بیان کرده است تا آن که حسادت و کینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف(ع) آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.[۲۷]

راضی به رضای خدا

یکی از کودکان امام باقر(ع) بیمار شد. حضرت از شدت علاقه ای که به آن کودک داشت، سخت نگران و اندوهگین بود و آرام نداشت. حاضران به یکدیگر می گفتند: اگر برای این کودک حادثه ای رخ دهد، برای جان امام(ع) نگران هستیم. طولی نکشید که صدای گریه و زاری از خانه امام باقر(ع) بلند شد و معلوم شد که آن کودک از دنیا رفته است. اما برخلاف انتظار همه، حضرت با رویی گشاده و با حالتی کاملاً متفاوت با آن حالت هنگام بیماری کودک، بیرون آمد. اطرافیان عرض کردند: فدایت گردیم! ما از این حادثه بر شما می ترسیدیم و برایتان نگران بودیم.

امام باقر(ع) فرمود: ما دوست داریم کسانی که مورد محبت و علاقه ما هستند در سلامت و عافیت باشند؛ اما آن گاه که فرمان خدا برسد، تسلیم امری هستیم که خدا دوست دارد و راضی به رضای او هستیم.

پیشوای پاکی

پروردگارا! درود فرست بر وصی ات باقر، پیشوای پاکی و نشانه آشکار، محمد بن علی!

پروردگارا! بر ولی خودت درود فرست؛ کسی که بر حق پایداری نموده و به راستی و صداقت می گفت؛ او که شکافنده علم بود و آنها را آشکارا و پنهان تبیین می کرد و قضاوتش بر حق بود. همان حقی که خود بر اساس آن بود و امانتی که به او واگذار شده بود به نیکی ادا نمود و مردم را به اطاعت تو فراخواند و از گناه و زشتی پرهیز داد.

پروردگارا! همچنان او را نوری قرار دادی تا مؤمنین به وسیله او راه یابند و او را فضیلت و برتری دادی تا پرهیزکاران او را پیشوای خود قرار دهند؛ پس بر او و پدران پاکش و فرزندان معصومش درود فرست؛ درودی که بهترین درودها و فراوان ترین آنها باشد و خواسته و آخرین آرزوهایش را برآورده ساز و سلام ما را به او برسان و دعای خیر او را درباره ما اجابت نما، سلام و رحمت و برکت پروردگار بر او باد.

نصایح امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع)

پسرم! از سستی و بی قراری برحذر باش؛ زیرا این دو کلید همه بدی ها هستند. تو اگر سستی کنی، هرگز حقی را ادا نخواهی کرد و اگر بی قرار باشی، بر حق صبوری نخواهی کرد.

پسرم! خدا سه چیز را در سه چیز پنهان کرده است؛ رضا و خشنودی خود را در طاعتش پنهان کرده؛ پس هیچ یک از موارد فرمانبرداری را کوچک نشمار! شاید رضای خدا در آن باشد. و سخط خود را در معصیت و نافرمانی خود مخفی کرده؛ پس هیچ یک از معاصی را کوچک مشمر! شاید سخط خدا در آن باشد. و اولیایش را در بین مردم مخفی کرده؛ پس هیچ کس را حقیر مشمر! شاید او از اولیای خدا باشد.

پسرم! بر مصائب صبر کن و خود را در معرض هلاکت قرار مده و نفس خود را به چیزی مسپار که ضرر آن بر تو بیشتر از نفع آن برای غیر تو باشد.

پسرم! خدای تعالی مرا برای تو راضی ساخته؛ پس مرا از فتنه تو برحذر داشته و تو را برای من راضی نساخته؛ پس تو را درباره من وصیت فرمود.

فرزندم! جایگاه شیعیان را به اندازه روایت و معرفت ایشان بدان؛ چرا که معرفت همان دانایی درباره روایت است و با دانایی درباره روایات است که مؤمن به والاترین درجات ایمان بالا می رود. همانا من در کتاب علی(ع) نگاه کردم و در آن یافتم که قیمت و ارزش هرکس به اندازه معرفت اوست. به درستی که خداوند ـ تبارک و تعالی ـ مردم را به اندازه آنچه از عقل ها در سرای دنیا به آنها داده است، محاسبه می کند.

پسرم! هرگاه خداوند نعمتی به تو داد بگو «الحمدلله» و هرگاه غم و اندوهی به تو دست داد، بگو: «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللهِ» و هرگاه روزی تو کم شد، بگو «اَسْتَغْفِرُ الله».

منبع: سایت حوزه