خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

میلاد خورشید دهم، امام هادی علیه السلام

شناسنامه امام هادی علیه السلام

حضرت امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمه ذیحجه، سال ۲۱۲ هجری در «صریا» متولد شد. نام مبارکش «علی»، کنیه اش «ابوالحسن»، و القابش: «نجیب»، «مرتضی»، «هادی»، «نقی»، «عالم»، «فقیه»، «امین»، «مؤتمن»، «طیب»، «متوکل» و «عسکری» می باشد و مشهورتر از همه «هادی» و «نقی» است. پدر آن گرامی، پیشوای نهم، حضرت جواد علیه السلام و مادرش بانوی گرانقدر و با فضیلتی به نام «سمانه مغربیه » است که به «سیده ام الفضل » معروف بود. عمر آن حضرت اندکی کمتر از چهل سال یا ۴۱ سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و ۳۳ سال و چند ماه، به قولی نه ماه، پس از وی زیسته که این مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب کرده اند.

همسر و فرزندان امام هادی علیه السلام

آن حضرت چهار پسر به نامهای: ابو محمد حسن، حسین، محمد و جعفر داشت. از این میان، حسن علیه السلام پس از وی به امامت رسید و حسین و محمد در زمان حیات آن امام از دنیا رفتند و جعفر نیز همان کسی است که بعد از وفات برادرش، امام عسکری علیه السلام، ادعای امامت کرد و به جعفر کذاب شهرت یافت. همچنین یک دختر از آن حضرت بر جای ماند که نامش عایشه یا علیه بود.

اوضاع زمانه و سیره سیاسی امام هادی علیه السلام

امام هادی علیه السلام در دوران چندین خلیفه، امامت شیعیان را عهده دار بود. خلفای معاصر ایشان معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز بودند. در بیشتر این دوران، متوکل عباسی (خلافت از ۲۳۲ تا ۲۴۷) در مسند خلافت بود. نخستین برخورد متوکل با امام هادی علیه السلام آن بود که در همان آغاز دوران خلافتش، یعنی سال ۲۳۳ حضرت را از مدینه به سامرا آورد. آن زمان، سامرا، به جای بغداد، مرکز خلافت عباسی بود. هدف وی، تحت نظر گرفتن امام و رفت و شد شیعیان با آن حضرت بود. متوکل مانند خلفای پیشین، خطر شورش های علویان را به خوبی احساس می کرد و با آوردن امام به سامرا، بنای جلوگیری از قیام شیعیان را داشت.

سیره هدایتی و فرهنگی امام هادی علیه السلام

امام علی بن محمد(ع)، رهبری و پیشوایی فکری و فرهنگی شیعیان را در عصری پُرتلاطم و سرشار از فتنه و آشوب سیاسی در فاصله سال های ۲۲۰ تا ۲۵۴هجری بر عهده داشت. آن حضرت، علاوه بر دارابودن مقام امامت الهی، از یک تربیت متعالی، بصیرت و آگاهی و هوش و دانش فرهنگی گسترده و رفتار فرهنگی والا برخوردار بود. امام هادی (ع) به همین سبب، برای مهندسی و راهبری فرهنگی، دارای استراتژی و انگیزه قوی فرهنگی بود. ازاین رو، دارای راهبرد برای رهبری و هدایت فرهنگ جامعه و نظام سازی فرهنگی، توسعه علمی و تربیتی بود. آن امام همام، با تأکید بر پیشرفت علم و دانش، توصیه به تعلیم و تولید علم و اندیشه، ایجاد کانون ارتباطات سرّی وکالت، کادرسازی و تربیت نفوس، تدوین منشور سبک زندگی، وضع قانون و ترسیم حقوق شهروندی، تبیین قواعد همزیستی مسلمانان با اهل کتاب و مبارزه فرهنگی با رفتار جاهلی خلفای عباسی همچون متوکل، موفق به تغییرات فرهنگی در میان امت اسلامی گردید و مسیر را برای تحصیل سلامت و سعادت جامعه اسلامی هموار ساخت.

امام هادی علیه السلام و سازمان وکالت

سازمان وکالت برای ارتباط بین شیعیان از زمان امام صادق (ع) بوجود آمد در دوران امام جواد (ع) فعالیت این سازمان گسترش یافت. این سازمان در دوران امام هادی (ع) بنا به به دلایلی ازجمله لزوم ارتباط و رهبری، پراکندگی شیعیان در دورترین نقاط اسلامی، بلاتکلیفی شیعیان و مهم تر از همه حصر و کنترل و نظارت شدید امام هادی (ع) توسط عباسیان فعالیتش اوج گرفت و مجبور گردید بصورت مخفی فعالیت خود را ادامه دهد. امام هادی(ع) از طریق وکلای خود با شیعیان در سراسر قلمرو اسلامی ارتباط داشت. بخش عمده از فعالیتهای سازمان وکالت در ایران بود و تعداد زیادی از وکلای امام ایرانی و از شهرهایی مثل قم بودند. وکلای امام هادی (ع) در ایران علاوه بر جمع آوری وجوهات در مسائل فقهی و عقیدتی شیعیان نیز فعال بودند.

سیره اخلاقی امام هادی علیه السلام

امام هادی(ع) نمونه ای از انسان کامل و مجموعه سترگی از اخلاق اسلامی بود. «ابن شهر آشوب» در این باره می نویسد:

«امام هادی(ع) خوش خوترین و راست گوترین مردم بود. کسی که او را از نزدیک می دید، خوش برخوردترین انسان ها را دیده بود و اگر آوازه اش را از دور می شنید، وصف کامل ترین فرد را شنیده بود. هرگاه در حضور او خاموش بودی، هیبت و شکوه وی تو را فرا می گرفت و هرگاه اراده گفتار می کردی، بزرگی و بزرگواری اش بر تو پرده در می انداخت. او از دودمان رسالت و امامت و میراث دار جانشینی و خلافت بود و شاخساری دل نواز از درخت پربرگ و بار نبوت و میوه سرسبد درخت رسالت …».

امام در تمام زمینه های فردی، اعم از ظاهری و اخلاقی، زبانزد همگان بود. «ابن صباغ مالکی» در این راستا می نگارد:

«فضیلت ابوالحسن، علی بن محمد الهادی(ع) بر زمین پرده گسترده و رشته هایش را به ستاره های آسمان پیوسته است. هیچ فضیلتی نیست که به او پایان نیابد و هیچ عظمتی نیست که تمام و کمال به او تعلق نگیرد. هیچ خصلت والایی بزرگ نمی نماید مگر آنکه گواه ارزش آن در وی آشکار است. او شایسته، برگزیده و بزرگوار است که در سرشت والا پسندیده شده است … هر کار نیکی با وجود او رونق یافته. او از نظر شکوه، آرامش، پاکی و پاکیزگی بر اساس روش نبوی و خلق نیکوی علوی آراسته شده که هیچ فردی از آفریدگان خدا به سان او نیست و به او نمی رسد و امید رسیدن به او را هم ندارد».

پرتوهایی از کلام نورانی امام هادی علیه السلام

«مَنِ اتَّقیَ اللّه یُتَّقی، وَ مَن أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَن أطاعَ الخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ المَخلُوقینَ، وَ مَن أسخَط الخالِق فَقَمِن أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقین» (بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۸۲، ح ۴۱، أعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۹) کسی که تقوی الهی را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهی باشد، دیگران مطیع او می شوند و هر شخصی که اطاعت از خالق نماید، باکی از دشمنی و عداوت انسانها نخواهد داشت، و چنانچه خدای متعال را با معصیت و نافرمانی خود به غضب درآورد. پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنی انسان ها قرار گیرد.

زیارت جامعه، یادگار معرفتی امام هادی علیه السلام

مرحوم مجلسی بزرگ، در شرح فارسی ای که بر کتاب مرحوم صدوق دارند، ضمن شرح زیارت جامعه کبیره، مطلبی را بیان می کنند که در روضه المتقین هم هست. ایشان می فرمایند: ۲۸ سال قبل که برای زیارت امام امیرالمؤمنین علیه السلام به نجف مشرف شده بودم، برای این که زیارت با ربط و ارتباط باطنی اتفاق بیفتد، ابتدا ریاضتی برای خود مقرر کردم تا انسی پیدا کنم که آمادگی برای یک زیارت باطنی واقع شود. لذا روزها در مقام صاحب الزمان (عج) که در بیرون نجف هست، به سر می بردم و ریاضت سنگینی را انجام می دادم و شب ها می آمدم حرم و در حرم بیتوته می کردم.

ده روزی به این منوال گذشت. تحولی در من پیدا شد و این ریاضت ها ثمر داد. بعد از آن بیشتر معتکف بودم و شب ها پروانه وار دور ضریح حضرت می چرخیدم و طواف می کردم و گاهی هم در رواق عمران بیتوته می کردم. در دوره ای که در رواق عمران بودم، چیزی شبیه حالات مکاشفه به من دست داد و در آن حال دیدم در کنار روضه عسکریین هستم، یعنی در کنار قبر مقدس امام هادی و امام عسکری علیه السلام قرار دارم. دیدم بر روی قبر آن وجود مقدس، پوششی سبز است که از نظر طول و عرض و ارتفاع، رفیع و بزرگ است. وجود مقدس امام زمان (عج) به این صندوق تکیه داده بودند. من به حالت مداحی شروع کردم زیارت جامعه را خطاب به ایشان خواندم. وقتی زیارت تمام شد، فرمودند: زیارت بسیار خوبی است. به قبر مقدس امام هادی علیه السلام اشاره کردند. عرض کردم: آقا این از جد شماست. فرمودند: بله. بعد فرمودند: داخل شو! داخل شدم. بعد فرمودند: نزدیک شو و الطافی به من فرمودند و این حالت از من برداشته شد. وقتی این حالت بر من عارض شد، گویا میل من از نجف تبدیل شد به میل به زیارت امام زمان (عج). لذا فردا و پس فردای آن روز عازم سامرا شدم.

ایشان می فرمایند آن چه در حالت خواب دیده بودم، تماماً در بیداری اتفاق افتاد. بنابراین از منظر ایشان، سندش همان مشاهده و دیداری است که ایشان در بیداری داشتند. از این رو حضرت تأیید فرمودند که این زیارت از جد مطهرشان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 1 =