خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

روز هنر انقلاب اسلامی

سال روز شهادت «مرتضی آوینی»، روز هنر انقلاب اسلامی نامگذاری شده است.

هنر انقلاب اسلامی، سبکِ خاصی از هنر است که در دهه ی اول انقلاب شکل گرفت و در دامن ارزش ها و باورهای اسلامی و نیز با الهام از مضامین فرهنگی، سیاسی و اجتماعی رشد و توسعه یافت.

هنر انقلاب از دیدگاه های متفاوتی مانند سیر تاریخی، ساختار بصری، عملکرد، مشخصات و شیوه ی اجرا و… قابل بررسی است. تعهد، اخلاق مداری، واقع گرایی، توجه به آرمان ها، ارزش های والای دینی و اسلامی، در خدمت حقایق بودن، دفاع از آرمان ها و اصول انقلاب اسلامی، فراهم ساختن زمینه ی رشد و هنر مبتنی بر معرفت اسلامی، ترویج فضایل اخلاقی- انقلابی و… را می توان از ویژگی ها و خصوصیت های اصلی هنر انقلاب برشمرد.

مفهوم و مبانی هنر

هنر وسیله بیانی نیرومند و مؤثر و ماندگاری است و پیام هایی که بر موج هنر به آفاق فرستاده می شود، جاودانه می ماند و زمان ها و مکان ها را به زیر بال می کشد. هنرهای زیبا، نگهبان امین زیبایی در جهان و غذای روحند و رسالت بزرگشان، آموزنده بودن است. مطالب زیادی را که باید در مدتی طولانی و با تلاشی پی گیر فرا گرفت، زبان هنر گاهی به آسانی و در فرصتی اندک و البته که با نفوذ و تأثیری بیشتر به انسان ها منتقل می کند و مخاطبان بیشتری را دربرمی گیرد و فرهنگ سازی می کند.

در بین عناصری که انسان از آنها به وجود آمده و شکل گرفته است، برخی حالت آفرینشی و خلاقیت دارند که هنر از جمله آنهاست. تا آنجا که ما می دانیم شاید بهترینش هنر باشد، پس هنر خاصیت آفرینشی دارد، حتی آنجا که شما می بینید ظاهراً هنر چیزی را می پردازد، در واقع، پردازش نیست، اگر عمیق و باطنی ملاحظه کنید، می بینید که هنر، سرگرم آفرینش است، به همین خاطر است که هنر گوهری گرانبهاست و هنرمند ارزش واقعی دارد.

هنر از دیدگاه اندیشمندان و بزرگان

اصل «هنر»، از دیدگاه علامه محمد تقی جعفری، «هنر برای انسان» است، آن هم در «حیات معقول». یعنی آن هنری که با واقعیت ها، روشن بینانه، آشناست و هدفدار بودن و جهت داشتن، در آن پیداست. آنچه این دیدگاه اصیل را از دیگر دیدگاه ها متمایز می کند آن است که به ثمر رسیدن و به مقصد رسیدن اثر هنری و اندیشه های جاری در آن، ملاک خوب و بد بودن اثر خواهد بود؛ نه صِرف شیوه یا شخص پدید آورنده. حیات معقول، تکاپویی است آگاهانه که اشتیاق و نیروی حرکت به مرحله بعدی را می افزاید. آنچه مهم است، شخصیت تکامل یافته انسان است که رهبر این تکاپوست.

بسیاری از آثاری که نام «هنری» را یدک می کشند، تنها می توانند دقیقه ها یا ساعت هایی از خلوت انسان را پر کنند و حس زیبایی جویی او را تنها برای لحظه ای ارضا نمایند؛ ولی این آثار، کاری را با آدمی می کنند که با به هم زدن محتویات یک حوض پر از آب و اشیای گوناگون اتفاق می افتد. برای لحظه هایی، محتویات حوض از لجن های کف حوض کنده می شوند، در آب چرخی می زنند و دوباره ته نشین می شوند. جای تأسف است که یک هنرمند نابغه، همه نبوغ و انرژی های روانی و عصبی و ساعات عمر گرانبهایش را صرف شورانیدن بی نتیجه درون مردم بکند و تنها به جلب شگفتی آنان، قناعت کند. پتانسیل هنر، خیلی بیش از اینهاست. هنر، مدرسه بزرگ فرهنگ است. هنر، وسیله ای قوی برای تربیت و تعلیم انسان هاست. هنر، ریسمانی است که مفاهیم ملکوت و آسمانی را به انسان منتقل می کند. هنرمندان، صاحب دریاهایی هستند که هر از گاه، انشعابی از آن را به مزرعه اندیشه انسان ها می فرستند. به خاطر همین است که هنر از دیدگاه علامه محمد تقی جعفری، آن چنان که باید و شاید، اگر در مسیر «حیات معقول» بیفتد جهان را متحول خواهد کرد. (اشارات فروردین ۱۳۸۷، شماره ۱۰۷)

هنر از دیدگاه امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره) در مورد هنر متعهد می گوید: تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و سلم، اسلام ائمه هدی علیهم السلام، اسلام فقراء دردمند، اسلام پا برهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیزم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی و اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم و معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است، هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخ کامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. صحیفه نور، جلد ۲۱، صفحه ۳۰،

هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری

هر هنرمندی به تنهایی یک دنیاست و این خاصیتِ هنری است که در وجود اوست. اگر انسان فرصت می کرد تا غمگسارانه پای دل هنرمندان بنشیند، دنیای عجیب و زیبایی می دید؛ آمیخته ای از غم ها و شادی ها؛ آرزوها و نگرانی ها و آرمان ها؛ ولی متأسفانه این مجال وجود ندارد. یکی از دوستان از هنر به عنوان جواهر سفید تعبیر کردند. آری؛ هنر گوهر بسیار گرانبهایی است که ارزش و گرانبهایی آن فقط بدین جهت نیست که دل ها و چشم هایی را به خود جذب می کند ـ خیلی از چیزهایی که هنری نیست، ممکن است چشم ها و دل هایی را به خود جذب کند ـ نه، این یک موهبت و عطیه الهی است. حقیقت هنر ـ هر نوع هنری ـ یک عطیّه الهی است. اگرچه بُروز هنر در چگونگی تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست؛ پیش از تبیین، یک ادراک و احساس هنری وجود دارد و نکته اصلی آن جاست. بعد از آنکه یک زیبایی، یک ظرافت و یک حقیقت ادراک شد، از آن هزار نکته باریک تر ز مو که گاهی آدم های غیر هنرمند نمی توانند یک نکته اش را هم درک کنند، هنرمند با همان روح هنری و با آن چراغ هنر که در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقایق و حقایقی را ابراز می کند. این می شود هنر واقعی و حقیقی که ناشی از یک ادراک و یک بازتاب و یک تبیین است.

هنر انقلاب اسلامی

زبان هنر است که می تواند حوادث عظیم را تبیین و تشریح کند و ذهن ها را روشن نماید. قبل از پیروزی انقلاب، در دوران مبارزات پانزده ساله، متأسفانه «هنر» وارد این میدان نبود، مگر خیلی بندرت، گاهی شعرهای خوبی گفته می شد که در روشنگری ذهن ها اثر داشت. این اواخر شاید سال های دهه های پنجاه بعضی از نمایشنامه ها و هنرهای نمایشی هم تقریباً وارد میدان شدند، اما خیلی کم و به ندرت مثلاً در تهران نمایشنامه «ابوذر» را روی صحنه آوردند؛ در مشهد نمایشنامه «باران» را جوانان خوبی بودند که روی صحنه آوردند که الان هم در زمینه های هنر فعال اند اما خیلی کم بود. غرض، هنر نقش زیادی در آن زمان نداشت.

لیکن از لحظه پیروزی انقلاب، هنر به میدان آمد، عمدتاً از طریق استعدادهای هنری نوظهور، یعنی جوانان. شما الان ببینید در میان این هنرمندان معروفی که داریم، خیلی شان جوانان بعد از انقلابند، این ها کسانی هستند که یا در جبهه های جنگ، یا در صحنه های انقلاب، با یک ایمانی، یک خودباوری پیدا کردند و به سمتی کشیده شدند؛ مثلاً دوربینی دستشان گرفتند و برای عکس برداری به جبهه ها رفتند. این کارها این ها را به سمت هنر کشاند؛ و همین طور بقیه هنرها. بعضی هم از هنرمندان آن دوره قبل از انقلاب بودند که این ها به انقلاب پاسخ دادند؛ خیلی(ها) هم متأسفانه پاسخی نداند، رفتند کناری نشستند و هنرشان را در خدمت انقلاب قرار ندادند.

شعر و ادبیات انقلاب اسلامی

ادبیات به عنوان یک شاخه مهم از درخت تناور فرهنگ ما و به مثابه یک شعبه مهم، گسترده و فراگیر هنر یک سرزمین، نقش عمده ای در حفظ گسترش، و انتقال فرهنگ دارد و همواره حربه ای موثر برای ترویج افکار و عقاید بوده است. ادبیات از موارد مهمی است که تحت تأثیر شدید ابعاد مختلف انقلاب واقع شده و اساسا، مسیر و روال قبلی خود را تغییر داده است. به طوری که هم اکنون پدیده «ادبیات انقلاب اسلامی» با ویژگی ها و کیفیت خاص خود مطرح و تا حد زیادی تثبیت شده است.

ادبیات انقلاب اسلامی، گذشته از زمینه های فکری و جریان های سیاسی، که مطمئنا از سال ها پیش آغاز شده بود، در دوران انقلاب با «شعار» وارد میدان می شود، شعاری که از مذهب و راه و روش دینی و الهی الهام گرفته بود. در این زمان، شعار ارتباط اسلام با مظاهر اجتماعی و مسائل سیاسی را نمودار ساخت. شعارها مبین جهت گیری ها بودند و برآمده از دل و جان و همراه با احساسات خالصانه و بی پیرایه مردم. هیچ عنصر ساختگی و تحمیلی در آنها نبود و همین مسأله باعث تأثیر شگرف آنها در مردم شد.

«ادبیات انقلاب اسلام» ادبیاتی است در خدمت تعهد، از مردم و برای مردم و بیان مسائل مردم. این نوع ادبیات؛ تفنّنی، روشنفکر مآبانه و خالی از وظیفه و رسالت نیست، برای بیان آرزوهای نفسانی و نیازهای آنچنانی هم نیست که نویسنده و شاعر برای دل خود و خوشایند دیگران بنویسد و بسراید، بلکه بیان خشم و طوفان روحی شاعران و نویسندگانی است که از میان توده ها برخاسته و در کوره داغ حماسه آفرینی ها و ایثارها صیقل یافته اند. لذا پیامی نو و سخنی دگرگونه دارند. هدف آنان ابلاغ ارزش های والای انسانی و برخوردار از مکتب اسلامی است.»

طوفان انقلاب و سیل خروشان ادبیات پویا، ادبیات فریادگر، ادبیات مقاومت، ادبیات شیعی و عاشورایی و کربلایی، اندیشه هایی چون هنر برای هنر را به کناری نهاد و ادبیات را در خدمت تعالی انسان اجتماعی و انسان متعالی درآورد، به شعر آبرو بخشید و آن را از حد یک وسیله برای ابراز صرف احساس های عاشقانه و توصیف های شهوانی و… فراتر برد و در کوثری از قداست و طهارت نهاد.

سینما و تئاتر انقلاب اسلامی

بعد از انقلاب طی سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ به دلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلمسازی، سینمای ایران پس از انقلاب به یک پوست اندازی فرهنگی رسید و قوانینی منطبق با قانون جمهوری اسلامی برای آن تنظیم و تثبیت گردید. پس از سال ۱۳۶۲ با تدوین ضوابط فیلم­سازی که با توجه به شرایط پس از انقلاب تنظیم شده بود. تکامل کیفی فیلمسازان دهه پنجاه چون عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی تأثیر مثبتی بر روند فیلم‌سازی در ایران گذاشت که محصولات بدیعی را آفریدند و تحسین منتقدان جهانی را به همراه داشت. در این دوره فیلم‌سازان جوانی چون ابراهیم حاتمی کیا، مجید مجیدی و ابوالفضل جلیلی که با تمایلات مختلف پا به عرصه فیلم­سازی گذاشتند و به مرور با مطالعه و پشتکار توانستند به صورتی هنرمندانه عناصر این هنر را بکار بگیرند، نقش موًثری در این تحول ایفا نمودند.

همچنین برقراری منظم سالانه دست کم یک جشنواره بین‌المللی فیلم که در بهمن ماه هر سال به نام جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در کشور برگزار می‌گردد نیز در ایجاد علاقه به سینما در قشر جوان کشور از یکسو و توسعه این هنر نقش مهمی ایفا نموده‌است. خانه سینما بزرگترین نهاد صنفی تولید عوامل فیلم سینمایی در ایران است. این نهاد شامل بیش از بیست صنف قانونی است. سینمای پس از انقلاب ایران با کنار زدن موج فیلم های فارسی دوران پیش از خود به جریان سازی فرهنگی در کشور و منطقه مبدل شد. سینمای ایران پس از انقلاب تاریخ صعود سینما و سینماگران در عرصه های داخلی و خارجی بوده و با وجود فشارهای فراوان بین المللی همواره سینمای ایران بسیار جدی گرفته شده است. (خبرگزاری صدا و سیما)

کاریکاتور 

بی تردید وقوع انقلاب اسلامی نقطه عطفی در رشد و گسترش هنر در ایران بود. انقلاب کمک کرد تا هنر در ایران انتشار یابد؛ به طوری که مردم بتوانند آن را درک و خواسته های خود را به آن زبان بیان کنند.

در این میان، هنر کاریکاتور که با ظهور مطبوعات و انتشار روزنامه در ایران پا به عرصه وجود گذاشته بود، درواقع مردمی ترین و مطبوعاتی ترین هنر از میان هنرهای تجسی بود.

کاریکاتور که در طی تاریخ قریب به صدساله اش در ایران، همواره زبان و بیانی گزنده، افشاگرانه و طنزآمیز برای طرح مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته است، لاجرم باید بر محملی بنشیند که هر روزه و در همه جا دیده شود. این محمل ارزشمند و ارزان در زمانه ما مطبوعات هستند که از عوام و خواص گرفته و از مردم کوچه و بازار تا فرهیختگان و عالمان همه آن را نظر میاندازند. کاریکاتور ایران بویژه در مطبوعات پس از رویداد پیروزمندانه انقلاب اسلامی، نقشی والا و بالا داشته است؛ آنجایی که هنرمند کاریکاتوریست یک اتفاق به ظاهر ساده سیاسی را، با بیانی موجز و مرموز، خطری بزرگ میبیند، بیشک اهمیت و قابلیت این هنر پیش از بیش آشکار میگردد.

موسیقی

موسیقی انقلاب اسلامی قصه عجیب و غریبی دارد. از یک سو در دهه اول انقلاب بی شک موسیقی یکی از فعالترین هنرها در راستای اهداف انقلاب بود که آوردن نام همه فعالان آن کاری بس مشکل است مخصوصا که بسیاری از آثار توسط گروه های سرود و همخوانی تولید و پخش می شد. اما در دهه دوم و سوم انقلاب موسیقی انقلاب اسلامی به انزوای کامل رفت تا آنجا که هیچ اثری از آن باقی نماند.

هرچند در دهه اول انقلاب بزرگانی مانند قره باغی و راغب و گلریز بودند اما جوانانی مثل حسام الدین سراج (که اولین آلبوم موسیقی انقلاب را ارائه می کند) در دهه های بعد صرفا به موسیقی سنتی می پردازند و پس از این خالی شدن صحنه موسیقی انقلاب خواننده های دیگری هم این علم را نیافراشتند و بخش دولتی و صداوسیما هم به علل مختلف نتوانستند کاری از پیش ببرند. اما به صحنه آمدن امثال حامد زمانی در دهه چهارم انقلاب امیدها را برای احیای موسیقی انقلاب زنده می کند. هرچند به نظر می رسد بهترین راه برای احیای موسیقی انقلاب اسلامی و مردمی ایران و بازگشتن به روزهای اوج آن همان گروه های سرود اول انقلاب است که از دل مساجد و مدارس و به صورت مردمی و خودجوش بیرون می آمد. (سایت وارث خون؛ معرفی هنرمندان انقلاب اسلامی)

زن و هنر انقلاب اسلامی

نخستین مسئله ‎ای که در هنر اسلامی در باب زن مطرح است مسئله ی تکریم زن به عنوان یک انسان است. خداوند در آیه ی ۷۰ سوره ی اسرا می ‎فرماید: «ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم». این تکریم عمومیت دارد و شامل تمامی فرزندان آدم است. در این جا ذکر این امر حائز اهمیت است که در روی کرد اسلامی، جنسیت برای زن یک عَرَض به حساب می آید و زن در مقام نخست، یک انسان است و شایسته ی کرامتی که خداوند از بدو خلقت برای انسان مفروض دانسته است؛ لذا این امر سبب می ‎شود که در هنر اسلامی اساساً به زن با التفات به کرامت الهی برای انسان و نیز بنا به خصوصیت های دیگری که این عَرَض برای زن به ارمغان می ‎آورد توجه شود…

اساساً هنر دینی بر این مبنا بنیان نهاده شده است که انسان در عالم ماده متوقف نشود؛ بلکه هنر دینی باید پلی باشد برای عبور انسان از دنیای فانی و خاکی به عالم معنا و والا(رک: تقی زاده). بر این اساس، نوع نگرشی که هنرمندان اسلامی با این طرز تفکر به زن دارند برخلاف نوع دیدگاه هنرمندان غربی نگاهی عَرَضیِ مبتنی بر جنسیت نیست؛ بلکه به جنبه ی معنوی زن ها ارج می ‎نهد. البته بیان این نکته ضرورت دارد که در این دسته از آثار، زن به عنوان نمادی از عشق مطرح می ‎شود؛ اما برخلاف هنرهای برآمده از تفکر غربی مدرنیته در این جا مراد از عشق، عشق مجازی و نفسانی یعنی عشقی که فقط نفسانیت ها را پرورش می ‎دهد و به شهوت های نفسانی دامن می ‎زند، نیست. زن در هنر اسلامی به مثابه ی ابزاری برای به تصویر کشیدن هوس و شهوت معرفی نمی ‎شود؛ بلکه دارای منزلت می ‎شود. به عبارت دیگر، با ظهور اسلام در جامعه ‎ای که انسانیت زن را نادیده می ‎گرفته و حضور و وجود زن را تحقیر می ‎کرده، تغییری در نگرش به زن ایجاد شد و هویت و انسانیت او برای اولین بار مورد توجه قرار گرفت و وجود او امری قدسی به شمار آمد و از آن جایی که نگاه به زن متأثر و مبتنی بر نگرش و گفتمان حاکم بر آن است، زن نیز در هنر اسلامی همراه با جایگاه و منزلت اجتماعی خود معرفی می ‎شود؛ گاه به مثابه ی یک دختر، گاه به مثابه ی یک همسر، گاه به مثابه ی یک مادر و سایر نقش هایی که زن امروز در جامع می تواند بر عهده بگیرد. نمونه ‎ای دیگر از این تغییر نگرش را می ‎توان در روی کرد به زن قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده کرد. تا قبل از انقلاب ماهیت انسانی زن نادیده گرفته می ‎شد و زن نه تنها با بعد انسانی خویش در عرصه ی اجتماعی حضور نداشت؛ بلکه در قلمرو خصوصی و خانواده نیز موجودی حقیر به شمار می ‎رفت و با القابی نظیر «ضعیفه» مورد خطاب قرار می ‎گرفت.

سید شهیدان اهل قلم

سید مرتضی در سال ۱۳۲۴، در شهر مذهبی ری و در خانه ای استیجاری و پرجمعیت به دنیا آمد. از کودکی آموخت که نباید به مطالب کتاب های درسی اش اکتفا کند، به گونه ای که وقتی پا به دبیرستان گذاشت، از اوضاع سیاسی جهان اسلام بی خبر نبود. هر چند نظام طاغوت حامی اسرائیل بود، سید مرتضی شعارهایی علیه اسرائیل روی تخته سیاه می نوشت و هم کلاسی های خود را آگاه می کرد. سید مرتضی افزون بر مطالعه، نقاشی می کشید و موسیقی کار می کرد و درس هایش را نیز با نمراتی عالی پشت سر می گذاشت. وی با اینکه استعدادی عجیب در فهم مفاهیم ریاضی داشت، رشته هنر را برای ادامه تحصیل برگزید و تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل داد.

با پیروزی انقلاب، سید مرتضی به جهاد سازندگی پیوست و برای به تصویر کشیدن مظلومیت مردم به فیلم سازی پرداخت. با آغاز جنگ، وی گروه فیلم سازی اش را از همان اولین روزهای جنگ به جبهه برد.

مجموعه فیلم های خان گزیده ها، شاگرد، فتح خون، حقیقت، روایت فتح، خنجر و شقایق، حاصل یک دوره فشرده از فعالیت های فیلم سازی اوست. در این میان، مجموعه روایت فتح جذابیت های ویژه ای برای همگان داشت.

سید مرتضی آوینی، کتاب هایی نوشت و سردبیری مجله سوره را نیز بر عهده گرفت. همچنین، وی به تحلیل فیلم در مطبوعات می پرداخت. کتاب های مبانی نظری غرب، آیینه جادو و حلزون های خانه به دوش از جمله آثار مکتوب آن هنرمند فرزانه است.

سرانجام سید مرتضی آوینی در تاریخ ۲۰/۱/۱۳۷۲ و هنگام تصویربرداری مجموعه ای دیگر از روایت فتح، در قتلگاه فکه، بر روی مینِ باقی مانده از دوران جنگ رفت و جاودانه شد. در این انفجار، افزون بر او، یکی دیگر از هنرمندان گروه به نام سعید یزدان پرست نیز به شهادت رسید.

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای، افزون بر شرکت در مراسم تشییع جنازه سید مرتضی آوینی، وی را «سید شهیدان اهل قلم» نامید.

آسیب شناسی هنر انقلاب اسلامی

هفت محور پیرامون آسیب‌شناسی هنر انقلابی در فرموده‌های رهبر معظم انقلاب به‌دست آمده است:

سختی و دشواری طی مسیر جهت تولید و فهم هنر انقلابی، نبود تربیت و شناسایی جدی نیروهای متعهد و انقلابی، خودباختگی و ترس عناصر جبهه خودی در مقابل هنر جبهه مخالف انقلاب اسلامی، ورود به درگیری‌های خطی و سیاسی، عامل دنیا و جلوه‌های فریبنده آن، تقلید از آثار جبهه مخالف، نامتناسب بودن فرم با محتوا و قشری‌زدگی.