خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

ویژه نامه شهادت حضرت علی (علیه السلام)

فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعْبَهَ

«فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعْبَهَ»؛ سخن امیرمؤمنان علی(ع) به هنگام شهادت، از این حقیقت سرچشمه گرفته است که «آن حضرت در جنگ احد، تا سرحد شهادت جنگید و بدنش شصت زخم برداشت، ولی با دیدن بدن های گلگون حضرت حمزه(ع) و دیگر شهیدان احد، ناگهان عشق و شوری در وجودش پدیدار شد، به طوری که هیجان زده و بی تاب گردید. پیامبر از جریان آگاه شد و به علی(ع) فرمود: به تو مژده باد؛ چرا که شهادت پشت سر توست.»

امیرمؤمنان علی(ع) سال های سال ماند، غم فراق پیامبر، و همسر گرامی اش فاطمه(س) را با تمام حوادث تلخش تحمل کرد؛ دربرابر غصب خلافتش، به دستور پیامبر اعظم سکوت کرد؛ حتی به منظور حفظ وحدت، خلفای دیگر را یاری کرد و آنگاه که به جایگاه اصلی اش؛ یعنی خلافت رسید، عدالت معنا پیدا کرد. «مفاهیم گوناگونی که شُعب مختلف عدالت دارد، در وجود امیرالمؤمنین درهم تنیده است. امیرالمؤمنین، مظهر عدل الهی است».

در زمان خلافت کوتاه حضرت علی(ع)، سه جنگ درگرفت که هر یک از دیگری سخت تر و پیچیده تر بود؛ زیرا دشمنانش مسلمان و حتی برخی از صحابه رسول خدا(ص) بودند. یاران حضرت نیز پیمان شکنانی بودند که چند سال پس از شهادت ایشان در محراب عبادت، سر مبارک فرزندش را روی نیزه بردند.

سراسر زندگی حضرت علی(ع) برای بشر، درسی آموزنده و جاودانه بود. رهبر معظم انقلاب می فرماید: «وجود امیرالمؤمنین(ع) از جهات متعدد و شرایط گوناگون، برای همه نسل های بشر یک درس جاودانه و فراموش نشدنی است. همه سال ها، همه روزها و همه تاریخ، متعلق به امیرمؤمنان و خط و راه روشن اوست.» «برای انسان والایی که می خواهد بر فراز همه پدیده های عالم وجود پرواز کند و هیچ چیز پای بند او نباشد و او را اسیر نکند، اسوه حقیقی، امیرالمؤمنین است.» «آنچه مهم است و امروز برای ما از معرفت و آگاهی ها مهم تر است، عبارت است از نزدیک شدن عملی به امیرالمؤمنین(ع)؛ زیرا او اسوه است».

«ملت ما، ملت علوی است و معتقد و مرید عاشق امیرالمؤمنین(ع) است. امروز در جمهوری اسلامی اگر بخواهیم سعادت این کشور تأمین شود و مردم عزیز ایران با توانایی هایی که خدای متعال در جوهر این کشور و این ملت قرار داده، به تمنیات و آرزوهای مشروع خود برسند، باید همان خط [امیرالمؤمنین] را دنبال کنیم و دین و دنیای خود را از روی آن حکومت الگو بگیریم».

امروزه، بروز مشکلات و معضل های اجتماعی به دلیل فاصله گرفتن مردم و مسئولان از خط حضرت علی(ع) است، همان گونه که در دوران زندگی خود حضرت علی(ع)، مردم و خواص و صحابه رسول الله از خط امیرالمؤمنین(ع) فاصله گرفتند و سخن رسول اعظم(ص) را که فرمود: «علی مع الحق و الحق مع علی»، فراموش کردند. «عدل به آن معنایی که ما جزو اصول دین می دانیم، اقتضاء می کرد که خداوند متعال شخصیتی مثل امیرالمؤمنین را برای رهبری و هدایت مردم انتخاب کند.» و اگر «هر چه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار، بیشتر خواهد شد.» از مهم ترین نمودهای توجه به برقراری عدالت، در میان مسئولان حکومتی و صاحب منصبان است. «در نظر امیرالمؤمنین(ع)، منصب حکومتی نباید وسیله ای برای راحتی و عیش و کسب دنیا برای خود باشد».

بنابر فرمایش رهبر معظم انقلاب: «مبارزه با مفاسد اقتصادی و گرایش به سمت بی بندوباری در امور مالی و مسائل بیت المال، از جمله اولین خطوط برنامه امیرالمؤمنین بوده است. ما در نظام جمهوری اسلامی باید افتخار کنیم که این راه را دنبال می کنیم»

امیرالمؤمنین علی (ع) و جبهه نفاق

پایداری و استقامت در دین در دوران پیامبر اعظم(ص)، به سختی دوران پس از رحلت ایشان؛ یعنی دوران جانشینش امیرمؤمنان علی(ع) نبود. جنگ های پیامبر اسلام با لشکر کفر بود. ازاین رو، تشخیص حق و باطل برای یارانش مشکل نبود. همچنین نفاق کمتری میان افراد وجود داشت؛ زیرا نفوذ شخصیت پیامبراکرم(ص) این اجازه را به آنها نمی داد.

نفاق پنهانی، پس از رحلت پیامبر اعظم چهره زشت خود را نشان داد. امیرمؤمنان علی(ع) که به سکوت، مأمور بود و نفوذ شخصیتی پیامبر را نیز نداشت، نتوانست با این نفاق مقابله کند و خلافت از او غصب شد. پس از آن، همسر گرامی اش در دفاع از ولایت قیام کرد و منافقان را رسوا ساخت، ولی وجود نازنینش در فتنه منافقان آسیب دید و سرانجام به شهادت رسید. آتش این فتنه چنان سوزنده بود که موجب شد حضرت زهرا(س) را پنهانی به خاک بسپارند و مزار ایشان مخفی بماند.

حضرت علی(ع) پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام با فتنه های بسیاری روبه رو شد. شهادت همسر گرامی اش، غصب خلافتش، نبرد با صحابه رسول خدا(ص) در جنگ جمل، قرآن بر نیزه کردن معاویه در جنگ صفین و فتنه خوارج در جنگ نهروان از آن جمله بود. همین فتنه ها موجب شد مسلمانان از وجود مبارک و سراسر برکت آن حضرت، آن گونه که شایسته است، بهره نگیرند و مظلوم ترین انسان روی زمین در طول تاریخ شود.

عامل این فتنه ها منافقانی بودند که نفاق و دورویی آنان پنهان بود و این امر، شناخت حق از باطل را دشوار می کرد. حضرت علی(ع) در همین باره به محمد بن ابی بکر، فرماندار مصر در نامه ای می نویسد: «پیامبر اسلام(ص) به من فرمود: بر امت اسلام، نه از مؤمن و نه از مشرک هراسی ندارم؛ زیرا مؤمن را ایمانش باز داشته است و مشرک را خداوند به دلیل شرکش نابود می سازد. من بر شما از شخص منافقی می ترسم که درونی دو چهره و زبانی عالمانه دارد و گفتارش دل پسند و رفتارش زشت و ناپسند است»

اگرچه حضرت علی(ع) برای خواص و مردم کوفه روشنگری می کرد و شخصیت حقیقی منافقان را آشکار می ساخت، در آنها تأثیر نداشت؛ زیرا یا بصیرت و تحلیل درستی نداشتند یا خود نیز گرفتار نفاق شده بودند. حضرت علی(ع) در یکی از خطبه های خود درباره سستی مردم کوفه در مبارزه با معاویه می فرماید: «ای مردم کوفه! بدن های شما در کنار هم، ولی افکار و خواسته های شما پراکنده است. سخنان ادعایی شما سنگ های سخت را می شکند، ولی رفتار سست شما دشمنان را امیدوار می سازد. در خانه هایتان که نشسته اید، ادعاهای [پوچ می کنید] شعارهای تند سر می دهید، ولی در روز نبرد می گویید: ای جنگ! از ما دور شو و فرار می کنید. آن که از شما یاری خواهد، خوار است و قلب رهاکننده شما آسایش ندارد. بهانه های نابخردانه می آورید، مانند بدهکاران خواهان مهلت، از من مهلت می خواهید و برای مبارزه سستی می کنید…. راستی شما را چه می شود؟ دارویتان چیست و روش درمانتان کدام است؟»

هر چند کلام گهربار و راه نورانی حضرت علی(ع) برای مبارزه با نفاق پنهانی در مردم کوفه اثر نکرد، ولی برای ملت ایران که از اعماق دل فریاد می زنند: ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند، راهگشاست.

در این دوران که فتنه ها از هر سو انقلاب اسلامی را محاصره کرده است، نخست، خاستگاه فتنه و سپس وصف منافقان را در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) بررسی می کنیم تا حقیقت این سخن پیامبر اعظم(ص) آشکار شود که می فرمود: «در آخرالزمان، فتنه را ناخوش نداشته باشید؛ زیرا آن فتنه ها، منافقان را نابود می سازد».

خاستگاه فتنه در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)

«جز این نیست که خاستگاه فتنه ها پیروی از هواهای نفس و احکامی است که بدعت گذاشته می شوند و با حکم خدا مخالفند و گروهی در این هوس ها و بدعت ها از گروهی دیگر پیروی می کنند. بدانید که اگر حق، خالص و ناآمیخته بود، اختلاف پیش نمی آمد و اگر خالص و یکدست بود، بر آدم خردمند پوشیده نمی ماند، ولی مشتی از آن گرفته می شود و مشتی از این و با هم آمیخته می شوند و اینجاست که شیطان بر دوستان خویش مسلط می گردد و کسانی که پیشتر لطف حق شامل حالشان گشته است، نجات می یابند».

وصف منافقان در کلام حضرت علی(ع)

«ای بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش می کنم و شما را از منافقان می ترسانم؛ زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند، خطاکار و بر خطاکاری تشویق کننده اند، به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند، از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمین گاهی به شکار شما می نشینند. قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است. در پنهانی راه می روند و از بیراهه حرکت می کنند. وصفشان دارو و گفتارشان درمان، ولی کردارشان دردی است بی درمان. بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند. آنها در هر راهی کشته ای و در هر دلی راهی [دارند] و بر هر اندوهی اشک ها [اشک تمساح] می ریزند. مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند و انتظار پاداش می کشند. اگر چیزی بخواهند، اصرار می کنند و اگر ملامت شوند، پرده دری می کنند و اگر داوری کنند، اسراف می ورزند. آنها برابر هر حقی، باطلی و برابر هر دلیلی، شبهه ای و برای هر زنده ای، قاتلی و برای هر دری، کلیدی و برای هر شبی، چراغی تهیه کرده اند. با اظهار ناامیدی می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند. سخن می گویند، ولی [دیگران را] به اشتباه و تردید می اندازند. وصف می کنند، ولی فریب می دهند. در آغاز، راه را آسان می سازند و سپس در تنگناها به بُن بست می کشانند. آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش دوزخ هستند.»۱ آنان پیروان شیطانند و بدانید که پیروان شیطان زیان کارانند.

ولایت پذیری

برخی اوقات به این می اندیشم این چه ننگی است که تا ابد دامن گیر کوفیان شده است؟! چرا مردم کوفه آن قدر پست و زبون شدند؟ چرا حضرت علی(ع) که مانند کوه در برابر سختی ها صبر می کرد، در مقابل کوفیان این چنین ناشکیبا شد و فرمود: «نفرین بر شما ای کوفیان که از فراوانی سرزنش شما خسته شدم…! من هیچ گاه به شما اطمینان ندارم و شما را پشتوانه خود نمی پندارم. شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند. به شتران بی ساربان می مانید که هرگاه از یک طرف جمع آوری گردید، از سوی دیگر پراکنده می شوید. سوگند به خدا! اگر جنگی سخت درگیرد و حرارت و سوزش مرگ شما را دربرگیرد، از اطراف من مانند جدا شدن سر از تن پراکنده می شوید!»

پس از اندکی اندیشه درمی یابیم که پاسخ این پرسش ها، در بی توجهی به ولایت پذیری است.

اگر ناجوان مردان کوفی از پذیرش ولایت امیر مؤمنان علی(ع) سرپیچی نمی کردند، هیچ گاه درخت حکومت علی(ع) خزان زده نمی شد. اگر کوفیان، حکومت سراسر عدل و ایمان علی را نادیده نمی انگاشتند، هرگز دستشان به خون فرزندش حسین(ع) آغشته نمی شد.

حضرت علی(ع) خطاب به کوفیان پست می فرماید: «ای مردم! مرا به شما و شما را به من حقی واجب شده است. حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. و اما حق من بر شما این است که بر بیعت با من وفادار باشید و در آشکارا و پنهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فراخواندم، اجابت کنید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت کنید».

آری، به حق باید خود را از اهل کوفه مبرا بدانیم و در پیروی از ولایت بگوییم: ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند.

برگی دیگر از دفتر مظلومیت علی!

این علی است. باز هم از مظلومیت خود می گوید. از نامردانی می گوید که در حساس ترین لحظات او را تنها می گذارند.

علی جان! از ناجوان مردی کوفیان بگو تا برایم درس عبرتی شود. نمی خواهم مولایم را در کشاکش بلا تنها بگذارم.

علی جان، بگو! دوست دارم چاهی باشم که تو فریاد غم آلود بی کسی ات را در دلم نجوا کنی که: «وقتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید هوا گرم است. آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می دهم، می گویید هوا خیلی سرد است. ای مردم نمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد! دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم و هرگز نمی شناختم. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پرخون و سینه ام از خشم شما مالامال است. کاسه های غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانیدید و با نافرمانی و ذلت پذیری، رأی و تدبیر مرا تباه کردید».

سلامت در دین

پیامبر اسلام در سخنرانی برای مسلمانان، از عظمت و ارزش ماه رمضان سخن به میان آورد و سپس گریست. حضرت علی(ع) که در آن سخنرانی حضور داشت، دلیل گریه رسول خدا را از آن حضرت پرسید. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «گریه ام برای مصیبتی است که در این ماه بر تو وارد می شود. گویی می بینم که در پیشگاه خدا نماز می گزاری و شقی ترین مردم، ضربه ای به سرت می زند که محاسنت از آن ضربت به خونت رنگین خواهد شد. علی(ع) عرض کرد: «ای رسول خدا! آیا این حادثه هنگام سلامت دین من به من می رسد؟» حضرت فرمود: «آری، در سلامت دینت».۱

در این داستان دو نکته نهفته است: نخست آنکه پیامبر اعظم با بازگو کردن آینده و خبر شهادت حضرت علی(ع) در سلامت دین، حجت را بر مسلمانان تمام کرد. دوم آنکه حضرت علی(ع) که مظهر کامل درستی و راستی است، با طرح این پرسش بر حفظ سلامت دین پس از رسول خدا(ص) تأکید کرد.

وصیت نامه

حضرت علی(ع) در آخرین لحظه های زندگی خویش به فرزندانش این گونه سفارش کرد: «شما را به پرهیزکاری و ترس از خدا وصیت می کنم؛ دنیاپرست نباشید، گرچه دنیا به سراغ شما آید. از آنچه از امور دنیا از دستتان می رود، افسوس نخورید. حق بگویید و برای پاداش الهی کار کنید. دشمن ظالم و یار مظلوم باشید. تقوا و نظم در امور را رعایت کنید. میان افراد خود را اصلاح کنید که من از جدتان رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «اصلاح میان مردم از نماز و روزه شما برتر است.» خدا را، خدا را، در مورد یتیمان! نکند آنها گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند! نکند آنها بر اثر رسیدگی نکردن از بین بروند. خدا را، خدا را، درباره همسایگانتان! که با آنها خوش رفتاری کنید؛ چراکه آنها مورد سفارش پیامبر اکرم(ص) هستند. آن حضرت همواره به همسایگان سفارش می کرد، چنان که ما گمان کردیم به زودی سهمیه ای را در مورد ارث بردن همسایه از همسایه قرار خواهد داد. خدا را، خدا را، در مورد قرآن! نکند دیگران از عمل به قرآن از شما پیشی گیرند. خدا را، خدا را، در مورد نماز! چراکه نماز ستون دین است. خدا را، خدا را، در مورد خانه پروردگارتان! تا آن هنگام که هستید، آن را خالی نگذارید که اگر خالی گذارده شود، مهلت داده نمی شوید. خدا را، خدا را، در مورد جهاد با اموال و جان ها و زبان های خود در راه خدا! بر شما لازم است که پیوندهای دوستی میان خود را محکم کنید و بذل و بخشش را فراموش نکنید و از قهر کردن و قطع رابطه میان خود برحذر باشید. امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در صورت ترک، اشرار بر شما مسلط می شوند، در این صورت، هر چه دعا کنید، به استجابت نمی رسد».

حضرت علی(ع) درباره ضاربِ خود، ابن ملجم (لعنت الله علیه) نیز چنین سفارش کرد: «اگر از دنیا رفتم، یک ضربت به او بزنید تا ضربتی در برابر ضربتی باشد. او را مثله نکنید که من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: از مثله کردن بپرهیزید، گرچه نسبت به سگ گزنده باشد».

سخن امام خمینی(ره)

«ما که می گوییم شیعه حضرت علی هستیم، باید ببینیم شیوه حضرت علی(ع) چه بود. آنهایی که شیعه این مرد بزرگ هستند، البته نمی توانند مثل او باشند. خود ایشان هم فرمود: شما قدرت این را ندارید؛ حتی قدرت همین زهد ظاهری اش را، چه رسد به معنویاتش، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمؤمنین سلام الله علیه هستیم؛ و خود او در دعای کمیل و سایر ادعیه هایش و در روش، آن طور خوف از خدا داشت و آن طور از عاقبت می ترسید که منعکس شده است این دعای کمیل و در حالات او و ما اصلاً دنبال این مسائل نباشیم و بگوییم ما شیعه هستیم.. .. ما بگوییم شیعه هستیم و خدای نخواسته ظلم بکنیم، نمی شود این.

اگر در روایات فرموده اند که پیروان علی اهل سعادتند، باید ما ببینیم ما پیرو هستیم یا نیستیم، ما به وظایفمان حتی به همان وظایف صوری مان عمل می کنیم یا نمی کنیم».

حضرت علی(ع) در کلام مقام معظم رهبری

 امیرالمؤمنین یک الگوی کامل

«امیرالمؤمنین(ع) یک الگوی کامل برای همه است. جوانی پرشور و پرحماسه. او الگوی جوانان است. حکومت سراسر عدل و انصاف او الگوی دولت مردان است. زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او، الگوی همه مؤمنان است. آزادگی او، الگوی همه آزادگان جهان است. سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او، الگوی عالمان و دانشمندان و روشن فکران [است]».

 تجسّم حکومت الهی

«… آن وقتی که این انسان بزرگ اندیش و بزرگ، بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد، در آن دوران کاری کرد که اگر سال های سال، مورخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند، کم گفته اند و کم تصویر کرده اند. وضع زندگی امیرالمؤمنین در دوران حکومت، قیامتی است. اصلاً علی(ع) معنای حکومت را. . کرد. او تجسم حکومت الهی، تجسم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسم «أَشدّاءُ عَلی الکفّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ» و تجسم عدل مطلق بود. او فقرا را به خود نزدیک می کرد و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار می داد. برجستگانی که با پول و زور و بقیه وسایل مطرح شدن، خودشان را به ناحق مطرح کرده بودند، در نظر علی(ع) با خاک یکسان بودند. آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیت بود. با این مبناهای باارزش، امیرالمؤمنین کمتر از پنج سال حکومت کرد. قرن هاست که درباره امیرالمؤمنین می نویسند و کم نوشته اند و نتوانسته اند درست تصویر کنند و بهترین ها معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند».

کار برای خدا

«امیرالمؤمنین [علی(ع)]، برای خدا و در راه او کار می کرد. به درد مردم می رسید. مردم را دوست می داشت و خدمت به آنها را وظیفه خود می دانست. با اینکه حکومت او برای خدمت به مستضعفان بود، به این اکتفا نمی کرد. شب ها هم، تنها و به صورت فردی به کمک یکایک مستضعفان می رفت. این زندگی امیرالمؤمنین علی(ع) است».

ظلم ستیزی

«علی(ع) در هر سطحی، با هر نامی و زیر هر پوششی، ظلم ستیز بود. زندگی دشوار امیرالمؤمنین را نگاه کنید! این جنگ های اوست، ببینید با چه کسانی جنگید؟ چطور جنگید؟ با چه صلابتی جنگید؟ آنها چه کسانی بودند؟ زیر چه نام و عنوان های فریبنده ای پنهان شده بودند؟ اما وقتی تشخیص می داد که این ظلم و باطل است، درنگ نمی کرد. این راه ماست؛ راه دشواری که باید آن را طی کنیم. این راه یکایک کسانی است که ادعای پیروی امیرالمؤمنین علی(ع) را می کنند؛ راه مقابله با ظلم و ظالم در هر سطحی با هر کیفیتی…».

شخصیت و فضایل

«شخصیت امیرالمؤمنین [علی](ع)، ترکیبی از عناصری است که هر کدام به تنهایی، یک انسان عالی مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد، به زانو درمی آورد. زهد امیرالمؤمنین و بی اعتنایی و بی رغبتی او نسبت به شهوات زندگی و زخارف دنیایی، یکی از این عناصر است. علم آن بزرگوار و دانش وسیع او که بسیاری از بزرگان مسلمین و همه شیعیان بر آن اتفاق [نظر] دارند که بعد از نبی اکرم(ص)، کس دیگری غیر از امیرالمؤمنین از آن علم برخوردار نبوده است، یکی از این عناصر است. فداکاری آن بزرگوار در میدان های مختلف؛ چه میدان های نظامی و چه میدان های اخلاقی و سیاسی، یکی از این عناصر است. عبادت آن بزرگوار، یکی دیگر از این عناصر است. عدل و دادگری امیرالمؤمنین که شاخصی برای عدل اسلامی است. رأفت آن بزرگوار نسبت به ضعیفان، اعم از فقرا، کودکان، زنان و از کارافتادگان، یک وادی عظیم و یکی دیگر از ابعاد شخصیت امیرالمؤمنین است… و در همه اینها در حد اعلاست».

قاطعیت

«قاطعیت و صلابت در راه حق؛ این خصوصیت اگر نگوییم مهم ترین، حداقل بارزترین خصوصیت زندگی امیرالمؤمنین است. آن چیزی که اول از این دستگاه حکومت مشاهده می شود این است که بعد از تشخیص حق، هیچ چیزی نمی تواند جلوی راه حق او [علی(ع)] را بگیرد.. .. امیرالمؤمنین از جمله کسانی است که در راه خدا هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد و مانع او بشود. آنچه را تشخیص داد، بدون هیچ گونه مبالاتی عمل می کند. اگر به سراسر زندگی امیرالمؤمنین نگاه کنید، این خصوصیت را مشاهده می کنید. قاطعیت و صلابت از اولِ نشستن بر مسند حکومت امیرالمؤمنین، این قاطعیت و صلابت را نشان می دهد؛ یعنی حکومت وقتی به نام خدا و برای خدا و برای اجرای احکام الهی است، باید تحت تأثیر هیچ ملاحظه ای که مخالف با حق باشد، قرار نگیرد. این آن منطقی است که امیرالمؤمنین دنبال می کرد».

مقام

«درباره مقام امیرالمؤمنین [علی](ع)، زبان های نوع بشر و قدرت و تصویر و ترسیم انسان ها عاجز از ارائه کنه و حقیقت مطلب اند، بلکه عاجز از تصور آن مقام شامخ و کنه عظمت آن بزرگوارند. ما با قیاس به معلومات خودمان می توانیم چیزی را بشناسیم و بفهمیم. امیرالمؤمنین(ع) از مقیاس های ما خارج است. او را با ذرع و پیمانه ای که برای سنجیدن انسان ها و فضیلت ها و محسنات و زیبایی ها در اختیار ماست، نمی شود سنجید و اندازه گرفت. او بالاتر از این حرف هاست، آنچه ما می بینیم، درخشش آن بزرگوار است که به چشم هر انسانی حتی دشمنان و مخالفان می آید؛ چه رسد به دوستداران یا شیعیان….

درخشش را می بینند، اما ابعاد و جزئیات را نمی توانند درک کنند و ببینند».

صبر و بصیرت

امیرالمؤمنین [علی(ع)] از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ، دو صفت بصیرت و صبر را با خود همراه داشت. بیداری و پایداری او یک لحظه دچار غفلت و کج فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادن واقعیت ها نشد. از همان وقتی که از غار حرا و کوه نور، پرچم اسلام به دست پیامبر برافراشته شد…، حکومت نبوت و رسالت آغاز شد. این واقعیت درخشان را علی بن ابی طالب(ع) تشخیص داد. پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت. اگر تلاش لازم داشت، آن تلاش را هم انجام داد، اگر مبارزه لازم داشت، آن مبارزه را کرد. اگر جان فشانی می خواست، جان خود را در طَبَق اخلاص گذاشت و به میدان برد. اگر کار سیاسی و فعالیت حکومت داری و کشورداری می خواست، آن را انجام داد. بصیرت و بیداری او یک لحظه از او جدا نشد. دوم، صبر و پایداری کرد و در این راه استوار و صراط مستقیم استقامت ورزید. این استقامت ورزیدن، خسته نشدن و مغلوب خواسته ها و هواهای نفس انسانی نشدن، نکته مهمی است…. همه در این خصوصیت باید سعی کنند که خودشان را به امیرالمؤمنین نزدیک کنند؛ هرچه همت و استعدادشان باشد…»…

منبع: سایت حوزه